تبليغاتX
گوراب | یادداشت‌های مصطفا خلجی - تنش، بحران، آرامش، طنز و ویرانی/ نگاهی به زندگی و سینمای کیم کی دوک

پوستر فيلم ساماريا

امشب فیلم ساماریا ساخته‌ی کیم کی دوک را دیدم: یو-جین دختر نوجوانی است که با پدرش زندگی می‌کند و بهترین دوستش یی–یونگ را که یک فاحشه است در پیدا کردن مشتریانش کمک می‌کند. هدف این دو دختر نوجوان فراهم آوردن پول کافی برای سفر به اروپا است. اما یی–یونگ به سادگی به مردانی که با آنها می‌خوابد دل می‌بندد و این موضوع شدیدا یو–جین را آزار می‌دهد. در این فیلم، هیچ چیز آنگونه که آنها می‌خواهند پیش نمی‌رود...  

 

کیم کی دوک در اول ژانویه سال 1960 در شهر کیونگسان کره جنوبی به دنیا آمد. کودکی‌اش را در یک روستای کوهستانی دورافتاده گذراند. سال 1969 روستای زادگاهش را برای تحصیل ترک کرد و به سئول رفت. در هفده سالگی مجبور شد هنرستان کشاورزی را ترک کند و به عنوان کارگر مشغول به کار شود.

سه سال بعد، برای پنج سال به نیروی دریایی ملحق شد. وقتی از نیروی دریایی بیرون آمد عمیقا تغییر کرده بود و بعد از آن دو سال در صومعه‌ای برای کشیش شدن به سر برد.

او به نقاشی علاقه‌مند شد و برای یادگیری نقاشی به یک مدرسه هنرهای تجسمی در پاریس رفت. در حالی‌که وضعیت مالی خوبی نداشت، با فروش چند تابلو زندگی‌اش را می‌گذراند. اولین فیلم‌هایی که بر کیم کی دوک  تأثیر گذاشت سکوت بره‌ها و عشاق پون نوف بودند.

او وقتی در سال 1993 به کره بازگشت، به سینما علاقه‌مند شده بود و فیلمنامه‌نویسی را آغاز کرد. اولین فیلمنامه‌اش به نام یک نقاش و یک جانی محکوم به مرگ مورد توجه قرار گرفت و جایزه‌ی انجمن فیلمنامه‌نویسان را دریافت کرد. در سال 1994 برای Double Exposure و در سال 1995 برای Jaywalking جوایز فیلمنامه‌نویسی را از معتبرترین انجمن سینمایی کره دریافت کرد.

در سال 1996 کارگردانی را شروع کرد و اولین فیلمش را با نام کروکودیل با الهام از زندگی خود ساخت.

از این پس، کیم کی دوک هر سال با هزینه‌ی کم یک فیلم می‌ساخت. بعد از حیوانات وحشی که در پاریس فیلمبرداری شد، در سال 1998 سومین فیلمش را با نام Birdcage Inn ساخت.

اولین فیلم موفق کیم کی دوک، جزیره، در سال 2000 ساخته شد. این فیلم در جشنواره‌ی ونیز شرکت کرد و باعث مطرح شدن این کارگردان آسیایی در اروپا شد. این در حالی بود که منتقدان کره‌ای به شدت در برابر این فیلم موضع گرفتند. در همان سال، با امکانات محدود و کمترین زمان فیلم داستان واقعی را ساخت و استعدادش را در بداهه‌پردازی ثابت کرد.  در سال‌های بعد، دو فیلم با نام‌های آدرس نامعلوم و پسر بد را کارگردانی کرد که این فیلم آخر در کره با موفقیت بسیاری مواجه شد. این دو، در جشنواره‌های ونیز و برلین حضور داشتند.

در سال 2002، با پشتوانه‌ی تبلیغات گسترده و مخصوصا به کارگیری یکی از ستاره‌های سینمای کره، یانگ دونگ گون، فیلم گارد ساحلی را روی پرده برد. با این حال فروش فیلم مأیوس‌کننده بود. در فیلم بهار، تابستان، پاییز، زمستان... و بهار، کیم کی دوک که تا آن زمان در فیلم‌هایش به حاشیه‌نشینان می‌پرداخت، مضامین معنوی مثل رستگاری و بخشش را نیز دستمایه قرار داد.

این کارگردان کره‌ای، در سال 2004 جایزه‌ی بهترین کارگردانی را در جشنواره‌ی برلین(خرس نقره‌ای) برای فیلم ساماریا و در جشنواره‌ی ونیز(شیر نقره‌ای) بابت فیلم اجاره‌نشین‌ها از آن خود کرد.

ویژگی بارز سینمای کی دوک ارایه‌ی تصاویر جذاب و خلق داستان‌های بدون دیالوگ است. شاید این سکوت، اعتراضی است به جهانی که کارگردان دوستش ندارد.

فیلم‌های کی دوک مثل شخصیت منزوی خالق‌شان، برآمده از خصوصیات طبقه متوسط و نادیده انگاشتن اصول پذیرفته‌شده هستند. شخصیت‌های اصلی این فیلم‌ها،‌ اغلب افرادی هستند که به حاشیه رانده شده‌اند و به دور از جامعه‌ی شهری کره زندگی می‌کنند. کیم کی دوک یکی از کارگردانان نادر کره‌ای است که در خارج از کشورش با استقبال مواجه شده، ولی در کره جنوبی محبوبیتی نزد منتقدان و مردم ندارد.

بعد از اتمام فیلمبرداری ساماریا، کیم کی دوک می‌گوید: «من درباره‌ی سینما یک عقیده‌ی وسوسه‌آمیز و سمج دارم. من سینما را آمیزه‌ای از تنش، بحران، آرامش، طنز و ویرانی می‌دانم. به نظر من، سینما تمامی این‌ها را همزمان در خود دارد.»

 

* بخش زندگي‌نامه‌ي اين مطلب، ترجمه‌اي از ويكي‌پدياي فرانسه است.



شعرخواني